مجتبی گهستونی، روزنامهنگار و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراث آریا در یادداشتی نوشت: تهران تنها در بناهای قاجاری، صفوی و بازارهای کهن خلاصه نمیشود؛ این شهر لایههای متنوعی از تاریخ را در خود جای داده که از محلههای تاریخی قدیمی تا ساختمانهای مدرن نیمقرن اخیر گسترده است. در نگاه سنتی، معمولاً بناهایی با قدمت بیش از صد سال «تاریخی» تلقی میشوند، اما امروزه ارزش یک اثر صرفاً به سن آن وابسته نیست. بسیاری از بناهای معاصر، محلهها، بافتهای شهری و حتی بازارهای جدیدتر، به دلیل نقش مهمی که در روایت تحولات اجتماعی و فرهنگی تهران دارند، در شمار «میراث مدرن» قرار میگیرند.
در همین چارچوب، معماری مدرن تهران جایگاهی ویژه یافته است و میراث معماری مدرن تهران پرونده موقت یونسکو دارد؛ نشانهای روشن از اینکه در سطح جهانی نیز ارزشمند شناخته شده و شایسته حفاظت است. بنابراین اطلاق عنوان «میراث» به این ساختمانها کاملاً پذیرفته و منطقی است. با این حال، تهران فقط به آثار مدرن محدود نیست.
محلههای تاریخی مانند سنگلج، عودلاجان، لالهزار، امامزاده یحیی و محلههای پیرامون بازار بزرگ، هرکدام بخشی از هویت اصیل شهر را در خود حفظ کردهاند. این بافتها، حتی زمانی که دچار فرسودگی یا تغییر کاربری شدهاند، همچنان حامل حافظه جمعی تهران هستند. خانههای تاریخی زیادی در این محلات وجود دارد که علاوه بر ارزش معماری، محل فیلمبرداری بسیاری از فیلمها و سریالهای شاخص ایرانی بودهاند؛ خانههای قاجاری در عودلاجان، عمارتهای تاریخی لالهزار، یا خانههایی که برای ساخت سریالهای دوره قاجار و پهلوی مورد استفاده قرار گرفتهاند. حضور این خانهها در حافظه تصویری مردم، اهمیت حفاظت از آنها را دوچندان میکند.
بهطور مثال «علیرضا عالمنژاد»، بهرهبردار کافه تهرون سالهاست کوششهای پژوهشی میدانی و کتابخانهای خود را معطوف به جمعآوری کلیه اطلاعات خیابان ویلا کرده است. یا «سعید فتوحی»، روزنامهنگار و عکاس با بررسی کلیه محوطههای باستانی شهر و شهرستان تهران، مجموعهای ارزشمند گردآورده است. در این میان «شهرام شهریار» که به عنوان راهنمای گردشگری شناخته میشود، تهرانگردی و آرامستانگردیهایش زبان زد است.
از سوی دیگر، آثار معماری مدرن نیز بخشی مهم از روایت تهران هستند؛ آثاری مانند موزه هنرهای معاصر تهران، تئاتر شهر، برج آزادی، ساختمانهای اولیه دانشگاه تهران، مجموعه ورزشگاه آزادی، برخی سینماهای دهه ۴۰ و ۵۰، هتلهای مدرن آن دوران، و ساختمانهای اداری شاخص. هر یک از این بناها بهتنهایی سندی از دورهای است که تهران در حال تبدیلشدن به یک شهر مدرن بود.
اما چالش اصلی جای دیگری است: ضعف در مدیریت شهری. بسیاری از این میراث، چه تاریخی و چه مدرن، زیر فشار توسعه ناپایدار، نبود قوانین حمایتی مؤثر و تغییر کاربریهای بیضابطه آسیب دیدهاند. با این حال، همانطور که اشاره شد، این کاستیها باعث نمیشود میراث شهری از معنای اصیل خود خالی شود. ارزش این آثار ذاتی است و مسئولیت حفاظت از آنها همچنان پابرجاست.
تجربههای موفق دنیا نیز نشان میدهد که ثبت و حفاظت اصولی میتواند همزمان به حفظ هویت و توسعه سالم شهر کمک کند. شهرهایی مانند استانبول، بارسلونا، رم و برلین، نهتنها بافتهای کهن، بلکه آثار مدرن و حتی صنعتی قرن بیستم را نیز بهعنوان میراث فرهنگی ثبت و احیا کردهاند. در بسیاری از این نمونهها، بناهای تاریخی به فضاهای فرهنگی، هنری و اجتماعی تبدیل شدهاند؛ محلههای قدیمی با رعایت اصول مرمت دوباره زنده شدهاند؛ و بناهای مدرن که زمانی در معرض تخریب بودند، امروز به نمادهای شهری تبدیل شدهاند.
تهران نیز میتواند چنین راهی را طی کند. حفاظت از محلههای تاریخی، مرمت بافتهای ارزشمند، ثبت و نگهداری خانههای قدیمی، و همچنین توجه جدی به بناهای شاخص مدرن، نه تنها بخشی از هویت شهر را حفظ میکند، بلکه میتواند به توسعه پایدار، جذب گردشگری فرهنگی و افزایش کیفیت زندگی شهری کمک کند.
در نهایت، میراث تهران ـ چه در بازارهای تاریخی و محلههای کهن، چه در معماری مدرن دهههای اخیر، حافظه مشترکی است که امروز ما را به گذشته پیوند میدهد و میتواند آیندهای روشنتر برای شهر رقم بزند. حفاظت از آنها نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای حفظ روح تهران است.
انتهای پیام/
نظر شما